بر بال خیال
بر بال خیال که می نشینی
اوج میگیری بسوی جانان ، کمی آنطرفتر از آرزوهایت
به امید اینکه شاید از برق نگاهش دلت روشن شود یک چند ...
بهار را که به صحبت میگیری
گلایه ای ندارد ، آری او بهار است
تمام زندگی اش سرشار از نمو و سرزندگیست
درون مایه اش سرسختی و شکوفه دادن و جوانی و تازه شدن است
بهار من ، دلم یخ زد از سردیت ...
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۶ ب.ظ توسط oceanic
|
برسردر یکی از آکادمی های یونان باستان نوشته بود اگر هندسه و ریاضی نمی دانید وارد نشوید