بر بال خیال که می نشینی

اوج میگیری بسوی جانان ، کمی آنطرفتر از آرزوهایت

به امید اینکه شاید از برق نگاهش دلت روشن شود یک چند ...

بهار را که به صحبت میگیری

گلایه ای ندارد ، آری او بهار است

تمام زندگی اش سرشار از نمو و سرزندگیست

درون مایه اش سرسختی و شکوفه دادن و جوانی و تازه شدن است

بهار من ، دلم یخ زد از سردیت ...